تبلیغات
همسران و همسفران - معشوق ما کیست ؟
وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً
همسران و همسفران
شنبه 20 فروردین 1390 :: نویسنده : سید مهدی قانع

 بسم الله الرحمن الرحیم

مرحوم صفائی که رضوان خداوند بر او باد ،  در کتابش آورده:

      من جوانی را سراغ داشتم سخت وابسته ی  لباس و قیافه اش بود ، حتی وسواس داشت که پارچه اش از کجا باشد و دوختش از فلان و مدلش از بهمان .

    برای دوستی با او همین بس بود که از لباسش و اتویش و قیافه اش تحسین کنی  و یا از طرز تهیه ی آن  چیزی بپرسی

    او عاشق ظاهر سازی و سرو وضع مرتب بود و به این خاطر از خیلی ها بریده بود ...  تا اینکه  عشقی بزرگتر در دلش ریخت و با دختری آشنا شد و با هم سفری کردند  و در راه تصادفی .

    جوانک در آن لحظه ی بحرانی از رنج های خودش فارغ بود و خودش را فراموش کرده بود و به محبوبه اش می اندیشید و سخت به او مشغول بود .

    او به خاطر پانسمان محبوبش به راحتی لباس هایش [ آنچه که روزی عاشقش بود  ] را پاره می کرد و زخم ها را می بست و راستی سرخوش بود که خطری پیش نیامده

هنگامی که عشقی بزرگتر دل را بگیرد عشق های کوچکتر نردبان آن خواهند بود

     ابراهیم از اسماعیلش می گذرد  ... چرا که ابراهیم به مهمتر از اسماعیل رسیده ... و این است که به دستور عقل خود ، مهم را فدای مهمتر می کند اگر چه عقل دیگران به این مهم نرسیده باشد

    او می بیند که اسماعیلش در کنار یک آوار و با یک ضربه از سم اسبی به مرگ می رسد و جانش را می بازد  . ابراهیم می خواهد این  جان از دست رفته را بدست بیاورد  و در راهی  ،  و در جهتی ، آن را به جریان بیندازد . ابراهیم می خواهی  به رشد برسد و به رشد برساند  و این است که با آن دستور ، خودش کارد را بدست می گیرد و اسماعیل را می بندد و کارد می کشد و هنگامی که  می بیند به او کمک نمی دهد  و رگ ها بریده نمی شوند و خون ها بیرون نمی ریزند سخت خشمگین می گردد و کارد را بر زمین می کوبد  واگر همین کار را نمی کرد  در امتحان باخته بود ، که عشقی نبوده  و سنجشی نبوده و فقط حرفی بوده و سخنی

    اما خدای ابراهیم ... او نمی خواهد اسماعیل ها کشته شوند ، او می خواهد ابراهیم ها آزاد شوند و رشد کنند و به قرب و رضوان دست بیابند

    ... ما عاشق آفریده شده ایم  فقط معشوق ها را انتخاب می کنیم و براین انتخاب است که باید آن را بسنجیم ، که چه می دهند و چه می گیرند  . [ این انتخاب هاست که ارزش ما را تعیین می کند ] ( مسئولیت و سازندگی ص 41تا 44)

                            ایاک نعبد و ایاک نستعین  اهدنا الصراط المستقیم

Description: می زنم تیشه عشقت به سر هستی خویش   به حقیقت که تو شیرینی  و من فرهادم

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 17 شهریور 1396 05:07 قبل از ظهر
Whats up very cool website!! Guy .. Beautiful .. Wonderful ..
I'll bookmark your site and take the feeds additionally?
I'm happy to seek out so many useful info here within the publish, we need work out extra strategies in this regard, thank you for sharing.
. . . . .
سه شنبه 17 مرداد 1396 05:43 قبل از ظهر
I'm really enjoying the design and layout of your site. It's a very
easy on the eyes which makes it much more pleasant for me to come here and visit more often. Did
you hire out a developer to create your theme?

Exceptional work!
سه شنبه 19 دی 1391 02:43 قبل از ظهر
سلام
الان مدت 9 ماهه که ازدواج کردم خانوم بنده بشدت وابسته ی به خانواده اش میباشد
البته خانواده اش نیز مورد احترام خودم هم بوده است اما او مسایل بسیار بسیار کوچک مربوط به خانواده اش را بسیار بزرگ جلوه میدهد و با بچگی تمام میگوید که تو بخانواده من توهین میکنی
او بارها بیمورد قهر کرد و من نیز چون بسیار دوستش دارم سریع رفته و اورا برگردانده ام
اکنون مدت یک ماه است که خانه ای رشیک با تمام وسایل با پول خود اجاره کرده ام اما او فقط ده روز طاقت اورد و با بهانه جویی بیمورد قهر کرد من این بار نزدیک 20 روز است که پی او نرفته ام درضمن در این مدت یکسره پیغام طلاق میدهد چه کنم دیگر نمیتوانم خانواده اش نیز بشدت پشت اورا میگیرند
او 16 ساله است و من دانشجوی ترم 7 هستم
سید مهدی قانع برادر خوبم ر. م مطالب شما را خواندم لازم است از آنجا که این مربوط است به روحیات همسر شما لازم است با یک مشاور خانم نیز مشورت کنم اما لذا قدری در پاسخ دادن به شما تامل کردهام
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


عبد خداوند سبحان سید مهدی قانع هستم
جایگاهم شهر قم است به آموختن و پژوهش در علوم اهل بیت علیهم السلام مشغول هستم
سری به دانشگاه ها می زنم و با برو بچه های دانشجو رفاقتی دارم سنگ صبور مشکلاتشان می شوم
در مشاوره مذهبی و تربیتی و مهارت های زندگی تجربیاتی اندوخته ام .

مدیر وبلاگ : سید مهدی قانع
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :